تبلیغات
زندگی طبق معمول - خاک غریب
دوشنبه 29 خرداد 1396  09:25 ق.ظ
توسط: نیلوفر

فیلم ها از بام خانه های مردم تصویربرداری شده است؛ از دل زندگی هاشان، آنجا که بچه ها با دیدن آتش جیغ می زنند و فرار می کنند و سالها بعد در سی و چند سالگی شان هنوز کابوس این شب ها را به یاد می آورند. آن آتش سه میلیون دلاری دقیقا از قلب خاکی پرتاب شد، که تا چند ساعت قبل ترش باید با هزار ادبیات خشک و تر از حیثیتش دفاع می کردیم و امروز به طرز مکرر و تهوع آوری بار دیگر و بار دیگر تبدیل شده است به پایگاه مقدس پرتاب آتش! درست همان جایی که چندین ماه است صادراتش تعطیل است، صنعتش تعطیل است، رتبه اول بیکاری است، هنوز روستاهایی دارد که آب ندارند! و هنوز جوانانش بی عاقبت مانده اند.. همان جایی که همین چندی قبل وزیرها و کبیرها و صغیرها آمدند و دریغ از گوشه اشاره ای حتی، به این خاک همیشه سوخته که امروز صحن آتش بازی شده است.. هر روز بیست کیلومتر به مرز این خاک و خطر نزدیک می شوم و برمی گردم؛ هر روز حداقل دوبار مردانی پوشیده تا گلو مسلح را می بینم که پیاده و سواره را تفتیش می کنند و به اختیار دسته دسته آدم ها را می برند که می برند تا از ملت مراقبت کنند.. آسمان شده است سایت پرواز و زمین شده است خانه اضطراب.. هر روز با مردان و زنانی کار می کنم که از بغل گوش آتش می آیند.. با قلب هایی ترسیده از این که زنان شان را ببرند خانه شان بار دیگر ویران شود و کودکانشان...چه بر سر کودکانشان خواهد آمد... و دردناک تر از هزار آتش و خون، تخم ترس آور شکی است در دل مردم که به چشم های هم نگاه می کنند و از خودشان می پرسند مبادا دیگری جزئی از آنها نباشد؟... از اینجا که منم بار دیگر تا جنگ هیچ فاصله ای نیست... 


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.