تبلیغات
زندگی طبق معمول - هشتم..
دوشنبه 8 آبان 1396  04:38 ب.ظ
توسط: نیلوفر

باد می آمد؛ درست مثل هشتم آبان همان سال. باد می آمد و پَپوها را به هوا برده بود. ابرهای تاریک تنگ هم می نشستند و سقف آسمان را کوتاه تر می کردند. هشتم آبان آن سال کسی می آمد که مشتش پر از ویرانی بود و هشتم آبان امسال کسی می رفت که جای گام هایش بنجامین و پیچک روییده است؛ و در این بین هشتم مردادی پر از زخم... ایمان بیاوریم که پشت سرمان هیچ چیزی جز یادبود خوبی ها و بدی هامان نمی ماند.. مطلقا هیچ چیزی.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 11 آبان 1396
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر