تبلیغات
زندگی طبق معمول - ترمیناتور چهار!
پنجشنبه 25 مرداد 1397  08:02 ق.ظ
توسط: نیلوفر

اصلا گیریم از آن گربه سرحال که هی می گفتیم "بچه ها، این گربهِ ایران ماست" لاشه نصفه نیمه ای مانده باشد که سر و دم ندارد! خب؟! اِلا شبیه آن توله یوز ایرانی است که وسط جاده زدیم ناکارش کردیم و کمی بعد مرد؟! یا شبیه آن دو سه تا باقی مانده بخت برگشته که شکارشان کردیم عکس یادگاری گرفتیم و بعد ازشان تصویر کج و کوله ای ساختیم برای لباس آقایان فوتبالیست! کلاه مان را بگذاریم بالاتر! گربه بخت برگشته را کی گَر و گور کرد وقتی برای گرفتن مجوز و ساختن هتل چند ستاره در ارتفاعات بالای ابرها، هزار لابی می کرد؛ به قیمت تخریب هزاران قدم جانِ درخت و آن همه زیبایی؟ مگر آن کلبه های بومی سال ها پذیرای مسافران نبودند؟.. قلب گربه را کی ترکاند وقتی چهار قدم به چهار قدم چاه می زد و خونش را می مکید؟ هر آنچه ثروت به بغل داشت کی از زیر به رو کشید و بجایش هر چه آتش و جنایت امکان داشت از رو به زیر برد..؟ کی لوح های طلای بجا مانده از ارثیه آریایی کذایی مان را ذوب کرد؟ کی کاخ ها و باقی مانده های سلطنت -ثروت های ملی- را نرم و یواش گذاشت توی ساکش؟.. گیرم که هِد فامیل گروهی الواتِ بی همه چیز باشند که همین چند صباح به نان و نوا رسیده اند و دائم بیت المال را مثل لنگه جوراب هایشان گم می کنند و نگم برایتان از تکرار مکررات جنایاتی که در ابعاد بالا رخ می دهد، اِلا که عمده ملت هم، بازیچه وار، خواسته و نخواسته دست به دست شان داده اند به مهر و آن اقلیت هم که نداده اند، یا باید بدهند یا باید بدهند یا بروند سر بگذارند گوشه ای و به آرامی بمیرند و یا می بریمشان و سرشان را می گذاریم گوشه ای و به آرامی می میرند! چیزی که حقیقت دارد این است که عقبه سه هزار ساله تمدن و امروز عیان و ویلان مان شوخی بیش نیست و ما ملتی همواره مستعمره ایم و البته که چه بهتر از این که کسی که می تواند بیاید و از گربه مراقبت کند؛ که گربه بدبخت و مچاله تعلق به مام زمین دارد نه من و شمای ترمیناتورکه به تَر و تخم خودمان هم رحم نمی کنیم!


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.