دوشنبه 26 آذر 1397  10:22 ب.ظ
توسط: نیلوفر

مدت زیادی ست که در آن اتاق، پوشی از پوشی تکان نخورده است؛ انگار که سکنه ای نداشته باشد الا میزبان مسکوت مانده ای که شبِ دیر می آید و صبحِ زود می رود. زمان زیادی گذشته و آن ساز مهجور همان گوشه دنج مانده، بی نازِ آرشه ای و بی هیچ جادوی صدایی.. از آن باغ کوچک روی میز چندتایی بیشتر گلدان باقی نمانده است و دو سه تایی ماهی که در آن کدری از طرفی به طرف دیگر می روند.. کتاب های نخوانده طبقه آخر کتابخانه، که از یک جایی به بعد دیگر اضافه نشدند؛ و کارهای تلنبار شده دور و بر آن میز کوتاه بی ریخت.. نقاشی ها، مرکب و قلم ها، کاغذهای کتاب ننوشته و همه آنچه از مام دل برمی آمد عقب مانده اند و یک مشت عدد و رقم و خبر و رنج بالا آمده است. همه چیز خلاصه شده است در کار و کار و کار که آن هم همیشه خدا یک جاییش می لنگد و غیر از آن هر چیز دیگری که هست در پله آخر گیر کرده. پشت پنجره می نشینم و حتی رعد و برق هم دیگر نمی ترساندم؛ با خودم فکر می کنم طی دو سال گذشته انقدر حادثه های قریب و غریبه رخ داده و بی آنکه امان مان بدهد به جان و روح مان کوفته است که انگاری از جنگ های هزاره بازگشته ایم؛ به ناگهان با ضرب های پر درد و بی تعلل زندگی مان شد به مانند الک دانه درشتی که جان مان را از خودش گذر داد. مانده ایم و حجمه ای از صدا و قامتی که دیگر رنگ و رویی ندارد...


نظرات()   
   
دوشنبه 26 آذر 1397  10:11 ب.ظ
توسط: نیلوفر

باید می آمدم و می نوشتم؛ از آخرین باری که پای این صفحه بنشینم و برای خاطر دل خودم بنویسم خیلی گذشته است و امشب باید می آمدم و می نوشتم. امشب که احساس می کنم حداکثر مقدار فاصله ممکن را از خودم گرفته ام. شاید به قول دکتر جان دوباره شروع کرده باشم به خودزنی اما کسی که این روزها و شب ها از خودم می بینم هیچ شباهتی ندارد به کسی که بودم. میدانم که لزوما هم نباید باشد اما از این دگردیسی حالم خوب نیستم و پر پوستم می دانم که اشکال دارد. تناقضاتی اساسی. مشکل این جاست در خود همین تناقضات هم مانده ام! حتی مطمئنم نیستم کدام طرف درست است. به مانند الک دانه درشتی می ماند که خیلی چیزها را از خودش گذر داده و جای خالی شان سردرگمم کرده است. حتی نمی دانم از دست رفتن شان به قاعده بود یا نه..
من شب های سرگردانی را می گذرانم..


نظرات()   
   
پنجشنبه 22 آذر 1397  02:37 ب.ظ
توسط: نیلوفر

به طرز عجیبی احساس خستگی می کنم؛ و خوب می دانم اگر هرچه سریع تر به این حس پاسخی ندهم نظم همه چیز را به بدترین وضع به هم می زند. مدتی ست نه اخبار، نه اوضاع مملکت، نه جاماندگی های شخصی و نه هیچ چیز دیگری تغییری در احوالم ایجاد نمی کند انگاری که همه چیز تبدیل شده است به نوعی درد موزی و مزمن که فقط حس می شود. بدون هیچ واکنش بیرونی. کمی بزنیم بغل..


نظرات()   
   
پنجشنبه 22 آذر 1397  07:18 ق.ظ
توسط: نیلوفر

بعد از دوهفته فاصله اجباری به باشگاه برمی گردم و تمام آن چند دقیقه ای که مربی از غیبت هایم گلایه میکند به همراه سکوت رنجیده ای مقابلش ایستاده ام؛ اما آنجایی حرف هایش چون دیواری مقابل چشم هایم می ایستد که به صورت متعجب دخترک پشت اسمیت نگاه می کنم که چشم هایش را گشاد کرده که "چه عجب حرف زدی!" و منم و آن خنده تلخ و مسخره و او که ادامه می دهد "تمام این مدت که آمده ام اولین بار است که می بینم حرف می زنی..."! ایستگاه هایم را یکی یکی جلو می روم و با خودم این چند وقت را مرور می کنم؛ حق با دخترک است.. چیزی در من به شدت فروکش کرده است.. چیزی حاوی معانی اساسی زندگی...


نظرات()   
   
چهارشنبه 14 آذر 1397  01:55 ب.ظ
توسط: نیلوفر

خسته ام؛
گَپی خالی از زمان و مکان می خواهم خلائی که چون سرند اضافات و تعلقات را از روح و جانم بریزاند و مرا کمی به خودم بازگرداند. هیچ اطرافم نیست اما محتوای ذهنم شلوغ است و این یعنی کلی انباشتگی دارم پشت سدی آزاردهنده. این دست سدهای سخت غالبا از جنس خودی هستند که بازدارندگی شان به مراتب چند برابر است. و این بار از همه باری بیشتر دارد طول می کشد. مرا باید که بار دیگر بایستم.. تا عرصه دنیا هر روز تنگ تر از این نشده است.


نظرات()   
   
دوشنبه 12 آذر 1397  02:04 ب.ظ
توسط: نیلوفر

چه خواب ناآرامی؛ چه هوای تنگی.. چه تصاویر آشفته و بی سر و تهی... چه آواهای مانوس و نامانوسی.. وسط سرمای مطلوب آذر تمام شب را مثل کوره سوخته ام و صبح که برمی خیزم احساس می کنم چاه زمزمی می خواهم که مرا در خودش تعمید بدهد. آسمان نارنجی شده است و من چقدر دلم می خواهد دوتا بال داشته باشم.. کمی جلوتر بر پهنای دشت ماهی در دل آن خوشرنگ ترین نقطه دو شاهین پرواز می کنند و من با خودم فکر می کنم چه می شود من هم به شانه ام دوبال داشته باشم؛ و هر از گاهی که قلبم سنگین می شود با خودم برش دارم و به آسمانش ببرم. همان روزهایی که دلم به اندازه همه بشریت می گیرد...


نظرات()   
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو