سه شنبه 19 شهریور 1398  10:46 ب.ظ
توسط: نیلوفر

درحالی که راه می روم و با خودم به این فکر می کنم که کدام دِه دورافتاده تر است و حساب کتاب می کنم که کدام یکی را می توانم انتخاب کنم، دستم را در جیبم فرو می برم و درست همان لحظه دو سنجاق سرِ مشکیِ ته جیبم، ته مانده ذهنم را به تکه های نامساوی تقسیم می کند.. از آخرین باری که سر طاقچه ی اتاق انار جامانده بودند تنها چند هفته گذشته است؛ اگرچه به قدر چند سال و من نام تمام این چند سال را گذاشته ام ریاضت... ریاضتی روح فرسا، برای تمرین چند "دست از طلب کشیدن"ِ همزمان.. 
که به یادمان بماند هر رابطه ای دو سر دارد و هر دو سر آن، در آنچه می گذرد به یک نسبت سهم دارند؛ شادی، رفاقت و امانت درست به مانند تلخی و سختی برای هر دو طرف است و چنانچه آگاهانه وارد نشویم و آگاه نمانیم، چنانچه نتوانیم تعادل را برقرار نگه داریم، یا متحمل رنج خواهیم شد یا حامل درد.
که حواس مان باشد، روابط مان -با هر عنوان و قاعده ای- الا برای رشد، آرامش و قد کشیدن دو سویه نیست.
آن روزی که تصمیم می گیریم طلب مان پا به عرصه وجود بگذارد، بذری کاشته ایم که جز به مراقبت مداوم گل نخواهد داد؛ که یادمان باشد همه بذری، کاج بلند و سرو سهی نیست؛ گاهی همه اش چهارتا گلبرگ نازک است و تمام!
که از خاطرمان نرود آنجایی که جایی نداریم، نمانیم.

* منظور از رابطه، یک رابطه با هر عنوانی ست...



نظرات()   
   
سه شنبه 19 شهریور 1398  10:44 ب.ظ
توسط: نیلوفر

این مدت که نتوانستم اینجا پستی بگذارم در کانال تلگرامم چیزهایی نوشته ام
اگر دوستان تمایل داشتند می توانند به آنجا رجوع کنند.

ممنون از همه شما


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 19 شهریور 1398
نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic